طنز مینويسم که مردم را به تبسم و تفکر دعوت کنم
مصاحبه من با خلیل جوادی شاعر و طنزپرداز و ترانهسرای زنجانی چاپ شده در هفتهنامهی صدایزنجان سال هفتم شماره 291 ( 7 خرداد 1387 )
1 - به عنوان مقدمه کمی از خودتان بگویید. از اینکه چرا و چگونه و از کی به سراغ شعر رفتید و تا کنون چه کارها که کرده و نکرده اید؟
در روستای هلیل آباد زنجان به دنیا آمدم ، از 3 سالگی خواندن و نوشتن یاد گرفتم احساس شعر گفتن از همان سالها به سراغم آمده بود. مادر و دایی مادر بزرگ به من خواندن و نوشتن آموختند پدرم کتاب شعر استاد شهریار و پروین اعتصامی را به من هدیه داد،من که تازه خواندن و نوشتن یاد گرفته بودم با ولع هر چه کتاب دم دستم بود می خواندم ، و در عوالم بچگی فرا خور حال و هوا و سن و سالم برداشتهای بچه گانه ای هم از ان اشعار و مطالب داشتم. هر چه بزرگتر می شدم مفاهیم کتابها هم برایم تغییر می کرد ،فکر می کنم اولین شعرم را در 4 یا 5 سالگی گفتم که به زبان ترکی بود.آن شعر را الان به خاطر ندارم اما میدانم که نوحه بود. اما کارهایی که کرده ام:
کار شناس شورای شعر مرکز موسیقی سازمان صدا و سیما به مدت 5 سال از سال 1377 تا 82، تاسیس مجموعه ی فرهنگی هنری رسانه ی هنر و مدیریت آن از سال 78 تا کنون که بشتر فعالیت های موسسه در زمینه ی آموزش هنری و تولید موسیقی بوده ، تاسیس انجمن ترانه سرایان به اتفاق دوستان ترانه سرای دیگراز جمله جناب آقای سید عباس سجادی - رسول یونان - علیرضا بندری و آرش نصیری و چند صباحی نیز دبیری و اداره ی این انجمن ، همین طور در حدود 30 - 40 ترانه ی اجرا شده در صدا و سیما و چند کاست
2 - طی سالهای گذشته یکی دو بار در زنجان شعرخوانی داشته اید. این بار اما غرض حضور شما در چهارمین آیین بزرگداشت منزوی بود در چهارمین سالگرد غیاب جسمانی او. از منزوی بگویید .
بله ، حسین منزوی مایه ی سر افرازی و دوست من بودند و حق بزرگی بر گردن غزل معاصر این آب و خاک دارند بنا بر وظیفه در آیین پاسداشت این شاعر بزرگ شرکت کردم. در گذشته هم وقتی به زنجان می آمدم برای ادای احترام و محظوظ شدن از محضر ایشان خدمتشان می رسیدم، ایشان هم وقتی در تهران بودند پیش من می آمدند.
3 - حضور شما در زنجان به علاقمندان آثار شما بالاخص طنزهایتان این فرصت را داد تا در مراسم افتتاح دفتر طنز حوزه هنری زنجان هم شعرهایتان را از زبان خودتان بیشتر بشنوند. چرا طنز می نویسید و چگونه ادامه خواهید داد؟ دفتر طنز حوزه هنری چگونه فعالیت کند؟
طنز می نویسم که مردم را به تبسم و تفکر دعوت کنم، و به یاری خدا به همین شکل هم ادامه خواهم داد. . طنز حوزه ی هنری زنجان هم همانگونه فعالیت کند که سایر مراکز فعالیت می کنند.
4 - چه آثاری از شما منتشر شده و چه آثاری را در نظر دارید به انتشار برسانید؟
چاپ یک مجموعه ی مشترک با شاعران دیگر با نام (در سایه ی غزل) در سال 1376 ، چاپ مجموعه ی شعر خیابان خوابها در شال 1383 که هم اکنون نایاب است و آخرین نسخه های آن در نمایشگاه کتاب امسال به فروش رفت و در صدد تجدید چاپ آن هستم ، کتاب ترانه هایم را با نام ( رفتن تو یه دروغه) در دست چاپ دارم که مراحل اخذ مجوز را طی می کند. از اشعار در حال ضبط اشعار طنز با صدای خود هستم که به زودی به بازار خواهد آمد نام احتمالی این نوار( محکمه ی الهی) است که در بر گیرنده ی چند قطعه طنز من است
5 - نگاهی هم به ترانه سرایی داشته باشید. وضعیت ترانه امروز چگونه است و چه باید کرد؟
وضعیت ترانه امروز همین گونه است که می شنوید ، کسانی که ترانه ی خوب می گویند تعدادشان از انگشتان دست تجاوز نمی کند ، آنها هم بیکار نشسته اند ، دلیلش هم این است " قدر زر زرگر شناسد قر گوهر گوهری"
6 - از دیگر شاعران زنجانی مقیم تهران چه خبر؟ آنها چه کار می کنند؟
متاسفانه بی خبرم
7 - با وجود سالها دوری از شهر خودتان اشعار ترکی خوبی از شما سراغ داریم. در این باره هم صحبت کنید.
اوت کوکی اوسته بیتر
8 - فعالیت در عرصه اینترنت را چگونه می بینید؟ خودتان چقدر بهره می برید و لزوم استفاده از این امکان را تا چه حدی قبول دارید؟
اینترنت معجزه ی قرن حاضر است، افسانه ی چراغ جادویی را به واقعیت تبدیل کرده با یک کلیک غول چراغ در خدمت شماست. من با اینترنت زندگی می کنم
9 - رابطه تان با مطبوعات چگونه است؟ فعالیت مطبوعات در زمینه ادب و هنر بایسته و شایسته است یا نه؟ با مطبوعات زنجان چقدر آشنایی و همکاری داشتید و دارید؟
رابطه ی من با مطبوعات خوب است. بله اهالی مطبوعات در حد توانشان بشیار خوب عمل می کنند و زحمت می کشند .مطبوعات پل ارتباط بین اهل هنر و مخاطبین آنها هستند .آشنایی من با مطبوعات زنجان به سال 75 برمیگردد. در آن سالها هفته نامه ی پیام زنجان ـ که جنابعالی در آن نشریه بودید ـ شروع به چاپ آثار من کرد.
10 - در پایان اگر حرفی و حدیثی هست که از طرح و پرسش آن غافل شدیم بفرمایید.
از اینکه به یاد من هستید سپاسگزارم


